چرا غروب جمعه دلمان می‌گیرد؟ راز احساسی که مغز، بدن و حتی «انتظار» در آن نقش دارند

چرا غروب جمعه دلمان می‌گیرد؟ راز احساسی که مغز، بدن و حتی «انتظار» در آن نقش دارند

غروب جمعه که از راه می‌رسد، انگار حال‌وهوای خانه و حتی دل آدم عوض می‌شود؛ بی‌آنکه اتفاق تلخی افتاده باشد، یک حس مبهم از دلتنگی، بی‌حوصلگی و نزدیک شدن یک اتفاق ناخوشایند سراغمان می‌آید. اما چرا درست در آخرین ساعات تعطیلات چنین حسی پیدا می‌کنیم؟ علم از بازگشت اضطراب و تغییر ریتم خواب می‌گوید، روان‌شناسان آن را واکنش ذهن به پایان آزادی می‌دانند و در فرهنگ ایرانی، این دلگیری معنایی عمیق‌تر و پیوندی با انتظار و فراق پیدا می‌کند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، تا به حال شده غروب جمعه، بی‌آنکه اتفاق خاصی افتاده باشد، ناگهان دلتان بگیرد؟ این حس آشنای پایان هفته فقط یک دلتنگی ساده نیست؛ روان‌شناسان از اضطراب بازگشت به کار و تغییر ریتم خواب می‌گویند و در فرهنگ ایرانی، این حال‌وهوای خاص با مفهوم فراق و انتظار نیز پیوند خورده است. اما واقعاً در غروب جمعه چه اتفاقی برای ذهن و بدن ما می‌افتد؟

دلگیری غروب جمعه فقط یک احساس شخصی و اتفاقی نیست؛ از تغییر ناگهانی ریتم زندگی و نگرانی از آغاز هفته تا اختلال خواب و حتی فاصله میان انتظارات و واقعیت، مجموعه‌ای از عوامل روانی و جسمی می‌توانند این حس را ایجاد کنند؛ احساسی که در فرهنگ ایرانی، لایه‌ای معنوی نیز پیدا کرده و با مفهوم انتظار و فراق گره خورده است.

غروب جمعه برای بسیاری از افراد با حال‌وهوایی متفاوت همراه است؛ احساسی مبهم که معمولاً از ساعات پایانی بعدازظهر آغاز می‌شود و هرچه به پایان روز نزدیک‌تر می‌شویم، شدت بیشتری پیدا می‌کند. گاهی فرد دقیقاً نمی‌داند چرا حالش گرفته است، اما احساس می‌کند چیزی در حال تمام شدن است و در مقابل، مسئولیت‌ها و دغدغه‌های ناخوشایند هفته جدید در راه هستند.

بنابر روایت ایسنا، این تجربه آن‌قدر رایج است که روان‌شناسان در ایران و دیگر کشورها نیز درباره دلایل شکل‌گیری آن صحبت کرده‌اند.

وقتی آزادی تعطیلات تمام می‌شود

یکی از توضیح‌های مهم برای این احساس، تغییر ناگهانی شرایط زندگی در پایان تعطیلات است. جمعه برای بسیاری از ما نماد آزادی از برنامه‌های فشرده روزانه است؛ روزی که خبری از زنگ ساعت، رفت‌وآمدهای اجباری، جلسات و فشارهای معمول کاری نیست.

اما با نزدیک شدن به غروب، ذهن کم‌کم از فضای تعطیلات فاصله می‌گیرد و به روزهای پیش رو فکر می‌کند. کارهای عقب‌افتاده، برنامه‌های کاری، قرارهای صبحگاهی و مسئولیت‌های هفته جدید دوباره در ذهن ظاهر می‌شوند و همین تغییر می‌تواند زمینه‌ساز نوعی اضطراب پیش‌بینانه شود.

در واقع، بخشی از دلگیری عصر جمعه را می‌توان واکنش ذهن به پایان یک دوره کوتاه رهایی دانست؛ رهایی‌ای که قرار است خیلی زود جای خود را به نظم و فشار معمول زندگی بدهد.

«چرخش ۱۸۰ درجه‌ای» حال‌وهوای آخر هفته

روان‌شناسان آمریکایی نیز به تغییر محسوس وضعیت روانی افراد در پایان تعطیلات اشاره کرده‌اند. دکتر سوزان آلبرز و دکتر کیا-رای پرویت از کلینیک کلیولند توضیح داده‌اند که آخر هفته معمولاً فشار شناختی افراد کاهش پیدا می‌کند؛ فرد بدون عجله از خواب بیدار می‌شود، درگیر ترافیک و برنامه کاری نیست و برای مدتی از فضای شغلی فاصله می‌گیرد.

اما با نزدیک شدن به پایان تعطیلات، این شرایط به سرعت تغییر می‌کند. آن‌ها این وضعیت را نوعی «چرخش ۱۸۰ درجه‌ای» توصیف کرده‌اند؛ تغییری که می‌تواند برای برخی افراد از نظر روانی سنگین باشد.

پروفسور جاناتان آبراموویتز، روان‌شناس بالینی دانشگاه کارولینای شمالی نیز این احساس را واکنشی طبیعی به درک یک تهدید می‌داند. این تهدید الزاماً اتفاقی جدی نیست؛ ممکن است فقط بیدار شدن زودهنگام، حجم بالای کار یا احساس نداشتن کنترل بر روزهای پیش رو باشد.

از سوی دیگر، افراد گاهی توانایی خود را برای مدیریت هفته آینده کمتر از واقعیت ارزیابی می‌کنند و همین تصور می‌تواند اضطراب و دلگیری را افزایش دهد.

بدن هم در دلگیری غروب جمعه سهم دارد

ماجرا فقط به ذهن محدود نمی‌شود. تغییر برنامه خواب در روزهای تعطیل نیز می‌تواند بر وضعیت جسمی و روانی افراد اثر بگذارد.

خوابیدن و بیدار شدن در ساعات متفاوت نسبت به روزهای کاری ممکن است نوعی «جت‌لگ اجتماعی» ایجاد کند؛ یعنی ساعت زیستی بدن با برنامه‌ای که فرد در طول هفته دارد هماهنگ نباشد. در چنین شرایطی، بازگشت ناگهانی به برنامه معمول می‌تواند احساس خستگی و بی‌حوصلگی را بیشتر کند.

تغییرات مرتبط با استرس و ریتم خواب نیز می‌تواند در پایان تعطیلات احساس ناخوشایند فرد را تشدید کند؛ به همین دلیل، دلگیری عصر جمعه را نمی‌توان صرفاً یک مسئله ذهنی دانست.

وقتی جمعه آن‌طور که انتظار داشتیم پیش نمی‌رود

عامل دیگری که می‌تواند حال‌وهوای عصر جمعه را تحت تأثیر قرار دهد، فاصله میان «جمعه‌ای که تصور کرده‌ایم» و «جمعه‌ای که واقعاً تجربه کرده‌ایم» است.

بسیاری از افراد تعطیلات را با تصویری ایده‌آل آغاز می‌کنند؛ استراحت، تفریح، وقت‌گذرانی با خانواده و فرصتی برای بازیابی انرژی. اما اگر خستگی هفته گذشته باقی مانده باشد یا برنامه‌های مورد انتظار اجرا نشوند، در ساعات پایانی روز احساس ناکامی بیشتر خود را نشان می‌دهد.

در چنین شرایطی، غروب جمعه ممکن است نه‌تنها یادآور پایان تعطیلات، بلکه یادآور کارهایی باشد که قرار بود انجام شوند و نشدند.

«Sunday Scaries»؛ دلگیری پایان هفته فقط ایرانی نیست

این تجربه محدود به ایران هم نیست. در بسیاری از کشورهایی که هفته کاری از دوشنبه آغاز می‌شود، احساس مشابهی معمولاً در عصر یکشنبه شکل می‌گیرد؛ پدیده‌ای که با اصطلاحاتی مانند «Sunday Blues» یا «Sunday Scaries» شناخته می‌شود.

در این حالت نیز عامل اصلی، تضاد میان آزادی آخر هفته و بازگشت به برنامه کاری است. فرد در حالی که هنوز در فضای تعطیلات قرار دارد، ناگهان با پایان آن و شروع دوباره مسئولیت‌ها مواجه می‌شود.

بنابراین، آنچه در ایران با عنوان دلگیری عصر جمعه تجربه می‌شود، از نظر روان‌شناختی نمونه‌ای از پدیده گسترده‌تری است که در فرهنگ‌های مختلف، تنها زمان و شکل بروز آن متفاوت است.

چطور می‌توان سنگینی عصر جمعه را کمتر کرد؟

روان‌شناسان برای کاهش این احساس، راهکارهایی ساده اما کاربردی پیشنهاد می‌کنند. یکی از مهم‌ترین آن‌ها این است که ساعات پایانی تعطیلات را کاملاً بدون برنامه رها نکنیم.

یک پیاده‌روی کوتاه، دیدار یا تماس با یک دوست، انجام فعالیتی لذت‌بخش یا حتی نوشیدن یک فنجان چای و مرور اتفاق‌های خوب روز می‌تواند به ذهن کمک کند از چرخه نگرانی فاصله بگیرد.

کاهش ارتباط با پیام‌ها و فعالیت‌های کاری در ساعات پایانی تعطیلات نیز می‌تواند فشار روانی ناشی از بازگشت به کار را کمتر کند. همچنین، تنظیم تدریجی ساعت خواب و پرهیز از تغییرات شدید در برنامه خواب آخر هفته می‌تواند به کاهش آثار «جت‌لگ اجتماعی» کمک کند.

هدف این نیست که از فکر کردن به شنبه فرار کنیم؛ بلکه بهتر است ذهن را به شکلی تدریجی از فضای تعطیلات به برنامه هفته جدید منتقل کنیم.

وقتی دلگیری جمعه معنایی فراتر از روان‌شناسی پیدا می‌کند

با این حال، در فرهنگ ایرانی نمی‌توان از دلگیری عصر جمعه سخن گفت و از لایه معنوی آن غافل شد.

برای بسیاری از افراد، جمعه با یاد امام مهدی(عج) و مفهوم انتظار پیوندی عمیق دارد. در فرهنگ دینی، جمعه جایگاه ویژه‌ای در ارتباط با حضرت صاحب‌الزمان(عج) دارد و اعمال این روز نیز در همین چارچوب مورد توجه قرار گرفته است.

برخی عالمان و اهل معنا، دلگیری عصر جمعه را در کنار عوامل روان‌شناختی، با مفهوم فراق و انتظار نیز مرتبط می‌دانند. از این منظر، اندوه پایان هفته می‌تواند برای فرد معنایی فراتر از اضطراب بازگشت به کار پیدا کند و به یادآوری مفهوم انتظار و دلتنگی برای ظهور تبدیل شود.

این برداشت البته یک تفسیر معنوی است و نباید آن را با توضیح علمی درباره سازوکارهای روان‌شناختی دلگیری عصر جمعه یکی دانست. با این حال، برای بسیاری از افراد، همین پیوند معنوی می‌تواند فرصتی باشد تا احساس مبهم غروب جمعه را به یاد، دعا، توسل و امید تبدیل کنند.

شاید به همین دلیل است که غروب جمعه برای برخی فقط پایان تعطیلات نیست؛ لحظه‌ای است که هم ذهن خود را برای آغاز هفته آماده می‌کند و هم دل، در سکوت خود، چیزی فراتر از روزهای معمول زندگی را جست‌وجو می‌کند.

کد مطلب 2279284

  • چرا غروب جمعه دلمان می‌گیرد؟ راز احساسی که مغز، بدن و حتی «انتظار» در آن نقش دارند

    چرا غروب جمعه دلمان می‌گیرد؟ راز احساسی که مغز، بدن و حتی «انتظار» در آن نقش دارند

  • از خانه تا جامعه؛ زن چگونه سبک زندگی اسلامی را می‌سازد؟

    از خانه تا جامعه؛ زن چگونه سبک زندگی اسلامی را می‌سازد؟

  • وقتی برای مشکلات زندگی سراغ قرآن می‌رویم؛ «استنطاق» آیات چگونه است؟

    وقتی برای مشکلات زندگی سراغ قرآن می‌رویم؛ «استنطاق» آیات چگونه است؟

  • از یاری همرزم تا حمایت از مستضعف؛ مسئولیت اجتماعی در منطق نهج‌البلاغه

    از یاری همرزم تا حمایت از مستضعف؛ مسئولیت اجتماعی در منطق نهج‌البلاغه

  •  آیا جهنم پایان راه است؟ چه کسانی می‌توانند از دوزخ نجات پیدا کنند؟

    آیا جهنم پایان راه است؟ چه کسانی می‌توانند از دوزخ نجات پیدا کنند؟