در روزگاری که هوش مصنوعی میتواند در چند ثانیه پیچیدهترین مسائل را تحلیل کند، هنوز میلیونها نفر برای فهم آینده، نجات یک رابطه یا رسیدن به ثروت، سراغ تاروت، چارت تولد، انرژیهای کیهانی و «کدهای ثروت» میروند؛ گویی خرافات نهتنها از بین نرفته، بلکه این بار با ظاهری شیکتر، واژههایی شبهعلمی و حضوری پررنگ در شبکههای اجتماعی بازگشته است. اما چرا انسان عصر فناوری، همچنان در برابر وعدههای ساده و ماورایی تسلیم میشود؟ پاسخ را شاید باید نه در ستارهها و کائنات، بلکه در ترس انسان از آینده، میل به کنترل سرنوشت و گریز از واقعیتهای پیچیده زندگی جستوجو کرد.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، زنده ماندن خرافات در عصر هوش مصنوعی، اگرچه در نگاه نخست تناقضی عجیب به نظر میرسد، اما ریشه آن را باید در سازوکار روانی انسان جستوجو کرد؛ انسانی که در مواجهه با جهانی غیرقابل پیشبینی، گاهی برای فرار از اضطراب و ترس، به توضیحاتی پناه میبرد که بیش از آنکه بر واقعیت استوار باشند، آرامش کاذب ایجاد میکنند.
از دیرباز گفتهاند خرافات همزاد جهل و ترس انسان است. بشر از همان زمانی که با پدیدههایی روبهرو شد که علت و منشأ آنها را نمیشناخت، احساس ترس کرد و برای توضیح آنچه نمیفهمید، به باورهای خرافی روی آورد.
شاید انتظار میرفت با ورود انسان به عصر علم و فناوری ــ عصری که گاه از آن به عنوان دوران دانایی بشر یاد میشود ــ خرافه و خرافهپرستی به تدریج از میان برود؛ اما واقعیت چیز دیگری است. خرافه قرنهاست پابهپای انسان حرکت کرده و خود را با شرایط هر دوره تطبیق داده است. تنها ظاهر آن تغییر کرده؛ خرافات امروز همان خرافات دیروز نیست، بلکه با ادبیاتی تازه، ظاهری مدرن و ابزارهایی مانند شبکههای اجتماعی در زندگی انسان معاصر حضور دارد.

نئو فالگیرها؛ خرافه با لباس مدرن
زنده ماندن خرافات در دوران هوش مصنوعی را نباید صرفاً یک تناقض علمی دانست؛ این پدیده میتواند واکنشی روانی به اضطراب ناشی از غیرقابل پیشبینی بودن جهان باشد.
صفحه اینستاگرامی «چرتکه» درباره شکل و شمایل امروزی خرافهپرستی نوشته است که مغز انسان برای بقا در طبیعت به گونهای تکامل یافته که حتی در میان اتفاقات تصادفی نیز به دنبال الگو، ارتباط و معنا بگردد.
واقعیت این است که جهان همیشه مطابق یک فیلمنامه از پیش نوشتهشده پیش نمیرود؛ اما زمانی که انسان با بحرانهای اقتصادی، روابط متزلزل، آینده نامطمئن و احساس ناتوانی در کنترل سرنوشت خود مواجه میشود، ممکن است برای کاهش اضطراب به یکی از قدیمیترین مسکنهای روانی بشر پناه ببرد؛ یعنی واگذار کردن کنترل زندگی به نیروهای ماورایی، کائنات یا حتی موقعیت سیارات.
خرافات در دنیای امروز دیگر در پستوهای تاریک و در قالب مهره مار و طلسم فروخته نمیشود؛ این بار کتوشلوار پوشیده، واژههای پرطمطراق به خود گرفته و در شبکههای اجتماعی برای خود میلیونها مخاطب پیدا کرده است.
مفسران «چارت تولد» را میتوان نمونهای از همین فالگیرهای عصر هوش مصنوعی دانست؛ افرادی که با تقسیمبندی خانههای دوازدهگانه، بسیاری از مشکلات شخصیتی، تروماها، ناتوانی در حل تعارضها و حتی برخی رفتارهای فردی را به زاویه ماه و حرکت سیارات نسبت میدهند.
در سطحی دیگر، تاروتهای آنلاین با سناریوهای تکراری مانند «آیا برمیگرده؟» و «حس قلبیاش نسبت به من چیه؟» به بازاری گسترده تبدیل شدهاند؛ بازاری که بر ناامنی عاطفی، ترس از تنهایی و دشواری پذیرش پایان یک رابطه سرمایهگذاری میکند.
وقتی «کدهای کیهانی» جای واقعیت را میگیرند
برای معتبر جلوه دادن این ادعاها، گاهی حتی واژگان علمی نیز وارد میدان میشوند. اصطلاحاتی از فیزیک کوانتوم گرفته تا مفاهیمی درباره انرژی، ارتعاش و ماتریس جهان، در برخی روایتهای شبهعلمی به کار گرفته میشوند تا ادعاهایی که پشتوانه علمی ندارند، ظاهری علمی پیدا کنند.
در نمونهای دیگر، نوشتن توالیهایی از اعداد روی مچ دست به عنوان «کد کیهانی ثروت» یا ادعای دستکاری ماتریس جهان، نمونهای روشن از پیوند خرافه با فضای دیجیتال است.
در همین بازار، تکهسنگها و رزینهای رنگی نیز با عناوینی مانند «تنظیم هاله و چاکرا» یا «دفع چشمزخم» عرضه میشوند؛ محصولاتی که برای مخاطبی که به دنبال یک راه میانبر برای حل مشکلات زندگی است، جذابیت پیدا میکنند.
اما در دنیای واقعیت، هیچ سنگی حساب بانکی را پر نمیکند و هیچ رمز کیهانی نمیتواند تورم را متوقف کند.
قانون جذب؛ وقتی قربانی، مقصر معرفی میشود
یکی از خطرناکترین جلوههای این نوع معنویت، نسخههای زرد و افراطی «قانون جذب» است؛ روایتهایی که گاهی فقر، بیماری، حوادث تلخ و بدبیاری را صرفاً نتیجه افکار منفی، ارتعاشات ذهنی یا فرکانس نامناسب فرد معرفی میکنند.
چنین روایتی میتواند به جای بررسی عوامل واقعی و پیچیده ناکامی، تمام مسئولیت را بر دوش قربانی بگذارد.
در این نگاه، به جای آنکه ریشههای اقتصادی، اجتماعی و واقعی یک مشکل بررسی شود، فرد شکستخورده متهم میشود که «درست فکر نکرده» یا «فرکانس مناسبی نداشته است». نتیجه چنین رویکردی میتواند چیزی جز افزایش احساس گناه و وابستگی بیشتر به نسخهها و محصولات بعدی نباشد.
فرمولی برای فرار از واقعیت
مشکل اصلی اینجاست که خرافه، گاهی جای تحلیل واقعیت را میگیرد. به جای کالبدشکافی ریشههای واقعی ناکامی، راهی سادهتر پیشنهاد میشود: نسبت دادن همه چیز به کائنات، انرژی، ستارگان، اعداد یا نیروهایی که امکان سنجش و ارزیابی آنها وجود ندارد.
حقیقت شاید تلخ باشد، اما کائنات نقشه شخصی و از پیش تعیینشدهای برای زندگی هیچکس در جیب ندارد. هیچ رمز مخفی در خطوط کف دست پنهان نشده و ستارههای دوردست نیز برای تغییر سرنوشت انسان مسیر خود را تغییر نمیدهند.
پناه بردن به این اوهام میتواند شجاعت مواجهه با اشتباهات، حل عقلانی بحرانها و پذیرش مسئولیت را کاهش دهد. جهان همواره قابل پیشبینی نیست و انسان نیز همیشه قادر به کنترل همه اتفاقات زندگی خود نخواهد بود؛ اما پاسخ به این نااطمینانی، الزاماً تسلیم شدن در برابر خرافه نیست.
در نهایت، اگر قرار باشد انسان عصر هوش مصنوعی در برابر بازیهای جدید خرافهفروشان مصون بماند، راه آن نه جستوجوی رمزهای پنهان در کائنات، بلکه تقویت تفکر انتقادی، یادگیری مهارتهای واقعی، شناخت سازوکارهای روانی خود و تکیه بر محاسبات و شواهدی است که در کف واقعیت قابل سنجشاند.
جهان ممکن است تصادفی و غیرقابل پیشبینی باشد؛ اما درست در همین نقطه است که قدرت واقعی انسان معنا پیدا میکند: به جای چشم دوختن به تاروت، انرژیهای موهوم و کدهای کیهانی، باید روی عقل، مهارت و توانایی تصمیمگیری در جهان واقعی سرمایهگذاری کرد.
منبع: روزنامه قدس
کد مطلب 2278440
-
وقتی دل با تقدیر خدا آشتی میکند؛ مقام رضا چگونه به دست میآید؟
-
هوش مصنوعی آمد، اما خرافات نمرد؛ چرا انسان مدرن هنوز به تاروت و کائنات پناه میبرد؟
-
گناه از کجا شروع میشود؟ ۶ دلبستگی خطرناک که امام صادق(ع) هشدار دادند
-
پشت سنگر کاسههای آب و قرآن؛ بازتعریف امید و فداکاری مادران جنگ تحمیلی
-
نانِ خدا را میخوریم، اما دعوت چه کسی را اجابت میکنیم؟ هشدار قرآن درباره «گامهای شیطان»